تبليغاتX
Click for شاهرود, Iran Forecast shahrood ** هفت رنگ( جوک/جورواجور/حکایت./ رفرش کنید×
جوک /عکس/شعر/...(حجم مطالب خیلی بالاست)به نوشته های پیشین هم سر بزنید ضرر نداره×××
قهرمانی استقلال در جام حذفی  رو به تمامی استقلالیهای عزیز در سرتاسر جهان تبریک میگم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:24  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

سلام....

خوبید؟امیدوارم همیشه شاد وسربلند باشید....

آخرین اخبار از شخصیتهای داستانی و تاریخی که همه ی ما به نوعی باهاشون آشناییم:

دهقان فداکار پیر شده ودر یک خونه ی کوچیک زندگی میکنه.

کبری تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه...اما شوهرش آه در بساط نداره...

کوکب خانم حوصله مهمون نداره..تازه اگه مهمون بیاد یه زنگ میزنه پیتزایی سر کوچه...

حسنک گوسفنداشو ول کرده رفته تو یه شرکت کوچیک آبدارچی شده..

پترس مدیر یه شرکت واردات -صادرات شده وکارش حسابی گرفته.

چوپان دروغگو پیر و کچل شده ویک عینک ته استکانی زده ولی هنوز که هنوزه با دروغهاش مردم رو سرکار میذاره...

رستم اسبشو فروخته وموتور خریده وبا اسفندیار میرن کیف قاپی.

شیرین جواب رد به فرهاد داده و با دوست پسرش رفته اسکی.

شنگول ومنگول هر دوشون ازدواج کردند وتوی شرکت لبنیات کار میکنند .

روباه وکلاغ دستشون تو یه کاسه اس.

لیلی ومجنون هم با داشتن 4تا بچه و 6تا نوه سر پیری تصمیم گرفته اند از هم جدا شن ؛میگن :تفاهم نداریم!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:6  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

تفریحات پسران در خدمت سربازی

این کارها واقعا" اتفاق میفته بنده خودم این کارها(تفریحات) رو دیدم..

اصولا تفریحات خدمت سربازی به دوقسمت تقسیم میشه:شبانه و روزانه

تفریحات شبانه:

 

ریختن یک لیوان آب در پوتین هم خدمتی(البته اگه این آب با شکر مخلوط بشه بهتره...ولی اگه هم خدمتی شما دیابت داره بهتره فقط آب بریزید)500 امتیاز

جابه جا کردن پوتینها وگره زدن پوتینهای جابه جا شده بهم...400 امتیاز

جابه جا کردن جورابهای کثیف ونشسته وسوراخ با جورابهای تمیز وسالم دیگران...300 امتیاز

دوختن و وصل کردن پتوبه لباس هم خدمتی.....600 امتیاز

سوت کشیدن نصف شب(البته به یه سوت کوچک وپرقدرت نیازه؛بهتره مثل فرمانده سوت بزنید..مراقب باشید سوت لو نره؛ویه جای خوب پنهانش کنید)1000 امتیاز

و....

تفریحات روزانه:

نوشتن یادگاری روی در ودیوار وکمد آسایشگاه والبته جاهای دیگه.200 امتیاز

جا زدن در صف غذاخوری و...150 امتیاز.

ایجاد ناهماهنگی عمدی بین دیگران به هنگام رژه رفتن جلوی جایگاه در صبحگاه مشترک؛500 امتیاز

زدن زیراب دیگران 200 امتیاز

کوبیدن دسته جمعی ظروف غذا به میز ناهارخوری به نشانه اعتراض به ناهار.10 امتیاز.

پرتاب گلوله های کاغذی به وسیله لوله خودکار به سمت هم خدمتیها100 امتیاز

پس گردنی-کف گرگی-جشن پتو-جمعا"200 امتیازو...

 

بگذریم حالا یک تجربه شخصی از خدمت سربازی:

شب موقع خواب من ودو3تا از بچه های کرمان ومشهد؛وتهران ؛موقع خواب تصمیم گرفتیم چندتا از بچه های با جنبه آسایشگاه رو اذیت کنیم..قرار گذاشتیم تا موقعی که مطمئن شدیم همه خوابیدند نقشه خودمونو عملی کنیم خلاصه ساعت حدود یک ونیم بامداد روزجمعه بود.که نقشمون رو عملی کردیم...ابتدا در یه قوطی واکس رو باز کردیم دستامونو آغشته به واکس کردیم از ابتدای آسایشگاه شروع کردیم وبا کشیدن دست آغشته به واکسمون به صورت همخدمتیهامون کار پیش رفت؛در یک مورد نزدیک بود لو بریم ولی خوشبختانه به خیر گذشت...

صبح زود با صدای خنده بعضی از بچه ها از خواب بیدار شدم...واقعا" خنده دار بود صورت نصف بچه های آسایشگاه سیاه شده بود....

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:32  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

سلام...

   خبر فوری....

وبلاگ هفت رنگ یک ساله شد....از همه ی شما دوستان که در این مدت با نظرات سازنده ی خودتون منو راهنمایی کردید ممنونم.

 

 سوال کنکور 87:آرامگاه سعدی کجاست؟الف: خونتون؟ ب:خونشون؟ ج:تو حیاط؟؟ د:اتاق تمساح ها؟؟؟

مسافر به مدیر هتل:آقا اتاق من پر از مگس است
مدیر هتل:نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند!!!!!

 

یه روز اسگل خان سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوط می کنه......این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمیکنه!!!!

 

صاحبخانه: هر وقت میگم اجاره ات رو بده، میگی: بذار حقوق بگیرم، پس کی حقوق می‌گیری؟ مستاجر: هر وقت که استخدام شدم!!!

 

میدونید چرا بادکنک ها برای هم لطیفه تعریف نمی کنن؟.....آخه می ترسن از خنده بترکن!!!

 

میدونید ژاپنیها به گوساله چی میگن؟؟؟....میگن :نی نی گاوا

 

شــــــــــــــعر:

 

بگیر از من تو این دل یادبودی، که تنها لایق این دل تو بودی، هزاران خواستند این دل بگیرند، ندادم چون عزیز دل تو بودی.

 

قفس داران سکوتم را شکستند ..... دل دائم صبورم را شکستند

به جرم پا به پای عشق رفتن ..... پرو بال عبورم را شکستند

مرا از خلوتم بيرون کشيدند ..... چه بی پروا حضورم را شکستند

تمنا در نگاهم موج می زد ..... ولی رويای دورم را شکستند

 

داســـــــــــــتان کوتاه:

اسگل خان نصف شب ميره در خونه ی كدخدا رو ميزنه و كدخدا خواب آلود در رو باز ميكنه!
اسگل خان از كدخدا ميپرسه: ببخشيد كد خدا شما سيگار ميكشيد؟
كد خدا با عصبانيت ميگه: مرد حسابی نصف شب منو بيدار كردی ميپرسی سيگار ميكشم يا نه. و بعد با عصبانيت در رو ميبنده و ميره!!!
چند دقيقه بعد دو باره صدای در خونه ی كدخدا بلند ميشه و كدخدا باز خواب آلود در رو باز ميكنه و همون مرد(اسگل خان) دو باره ميپرسه: ببخشيد كد خدا شما پيپ ميكشيد؟
كدخدا دوباره عصبانی میشه و به مرد ميگه: آدم نفهم نصف شب مزاحم خواب من شدی كه بپرسی سيگار ميكشم يا پيپ ؟ ...(و هر چی از دهنش در می آيد به اسگل خان ميگه و ميره ميخوابه!)
چند دقيقه ای كه ميگذره دوباره صدای در می آيد. باز كدخدا ميره و در رو باز ميكنه و باز همون مرد (اسگل خان)رو ميبينه، و ميگه ديگه چی ميخوای؟
اسگل خان سوال ميكنه: ببخشيد كد خدا شما چپوق نمی كشيد؟
كدخدا با عصبانيت زیاد ميگه: نه باباجان من نه سيگار ميكشم، نه پيپ و نه چپوق
اسگل خان ميگه: خوب پس احتمالاً طويله تون آتیش گرفته!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:51  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

اطلاع رسانی به شیوه جدید

اتوبوس-کیوسک تلفن-تیر چراغ برق ودرخت-دیوار- سرویسهای بهداشتی عمومی-اسکناس-

شاید بپرسید این کلمات رو واسه چی ردیف کردم....برای جمله سازی؟؟؟نه.....اینها وسایل ومکانهایی هستند که برای اطلاع رسانی استفاده میشه!!!

1.قسمتهای مختلف اتوبوس:

بدنه خارجی اتوبوس:معمولا آگهی های مربوط به پاکیزگی(لطفا مرا بشویید)یا تبلیغات نامزدها(عشق من مینا...)وتبلیغات تجاری( پاکسان به سلامت خانواده می اندیشد و.....) محدود می شه.

بدنه داخلی اتوبوس:محل گذر روزگار(یادگاری از قلی و سکینه بتاریخ فلان) یا اطلاعات مهم(این یادگاری از من است...هر کس بخواند خر است)

روکش صندلی:شهر ما خانه ما(چسبوندن آدامس مصرف شده) و حفظ پاکیزگی هوا(مالیدن محتویات بینی و...)

 

شیشه پشت اتوبوس:معمولا یاد یاران(جواد پلنگ...علی شپش...)یا نقش روزگار(یه قلب شکسته یا یه قلب تیرخورده....)وپیام هشدار:(دنبالم نیا )ویا تبلیغات...

2.کیوسک تلفن:محل نوشتن ناگفته ها(پدرسگ چرا گوشی روبرنمی داری)یا دردودل فراموش شده ها (مگه نمی گفتی هر جوری شده با من ازدواج می کنی

3.تیر چراغ برق ودرخت:محل نمایش هنر نستعلیق نوین(کنده کاری اسم با چاقو)کنده کاری قلب با کلید....وچسبوندن انواع آگهی(ترحیم...تبلیغ.و.).یه کیف حاوی مدارک وپول گم شده از یابنده.تقاضا میشود.... .ویا:قطعه ای طلا پیدا شده با دادن نشانی آنرا دریافت کنید...

 

4.دیوار بیرونی اماکن(معمولا" خونه ها):مخصوص آگهی های اطلاع دهنده( جوب آب...مواظب باشید)یا آگهی های نهی کننده(آشغال نریزید) هشدار دهنده(در این محل پارک نکنید؛پارک=پنچرشدن)آگهی های تبلیغاتی:(تاکسی تلفنی؛ وانت تلفنی ؛تخلیه فاضلاب ؛ تدریس خصوصی زبان...ریاضی..شیمی..کلاسهای آمادگی کنکور؛دعوت به همکاری وموسسه ی ترمیم موی...و..........)

5.سرویسهای بهداشتی عمومی:داخل سرویس:پیامهای عمومی (سیفون را بکشید....نظافت را رعایت کنید...)اشکال وصور قبیحه(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)وبیرون سرویس:آغاز دوستی های لطیف(0912 آرمین...نه شب به بعد)مردانه-->...زنانه<---

6.اسکناس:پیامهای تبریک:(سال نو مبارک)اشعار (نگاهت با نگاهم کرد برخورد برو اونور بابا حالم بهم خورد....)منو خرج نکنید.....

 

7.دست(ساعد وبازو):خالکوبی تصاویر(معمولا" قلب تیر خورده) و حرفهای دل:(رفیق بی کلک مادر؛سلطان غم مادر....دوستت دارم و....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:50  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

با سلام...عید نوروز رو به تمامی هموطنان عزیزم در سراسر جهان تبریک میگم

امیدوارم سال جدید سالی توام با موفقیت برای همتون باشه...

دوستدار شما: مهدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 12:31  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

معنی برخی از کلمات عامیانه فارسی

آلاخون و والاخون:سرگردان

الدنگ(به فتح الف):بی غیرت وبی کار وبار

بامبول:حقه

بنجل:(به ضم ب و ج )قطعات پارچه کهنه یا لباس کهنه را گویند

پخمه:شخص کودن ونفهم را گویند

پرت وپلا:مزخرف

پفیوز:(به ضم پ)آدم بی غیرت وبی درد ورگ و احمق

پوک:تهی وبی مغز وخالی

پتی:(به فتح پ) برهنه

تخس:(به ضم ت) آدم شرور وشیطان

جربزه:(به ضم ج و ب )قابلیت وشایستگی اشخاص

جنم:(به فتح ج و ن )قابلیت وشایستگی

جغله:(به کسر ج و غ) آدم کوچک وضعیف

جیم شدن:یعنی آهسته از مجلس بیرون رفتن

جل وپلاس:(به ضم ج )فرش واثاث کهنه وخراب

خرت وپرت:(به کسر خ و پ) اسباب خرده و ریزه متفرقه

خپل:(به کسر خ و پ )آدم ویا هرچیزی که کوتاه وکلفت باشد

ددری:(به فتح د) شخص هرزه وبد عمل

دک کردن:کسی را به بهانه ای از مجلس بیرون نمودن

دنج:جای راحت

دنگ وفنگ:سر وصدا و اوضاع وترتیبات

توپیدن:تشر زدن..اوقات تلخی وغضب را تشر گویند.

سر ومر:(به ضم س و م) به معنی چاق؛مثلا" میگن:سر ومر و گنده

سمبل کردن:(به فتح س و ب)سر به هم آوردن کاری را گویند که در آن دقت ومواظبتی نشده باشد

شلم شوربا:شل و ول

شیله وپیله:ریا ونادرستی

علم شنگه(الم شنگه):شلوغی وهمهمه و داد وبیداد

فزرتی:(به کسر ف و ز)آدم بی قابلیت وبی عرضه

فکسنی:(به فتح ف )آدم بی سر وپا وبی صورت وسامان را گویند..در مورد اشیا نیز به کار میرود

فیس:افاده وغرور

قرتی:(به کسر ق )آدم از خود راضی که به شکل ولباس خود ببالد

قلپ:(به ضم ق)جرعه آب

کشیده:سیلی

کنس:(به کسر ک و ن)خسیس

لاس:معاشقه

لخم:(به ضم ل) گوشت بی پوست واستخوان

وراجی:زیاد حرف زدن

ور پریدن:(به فتح و)به معنی مردن ودر گذشتن..در موقع نفرین به کار میرود

گاگول:آدم احمق وگیج

گر:سر کچل وبی مو

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:23  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

(بهار دوستی ما خزان نمی گيرد؛ گل هميشه بهار است آشنايی ما...)

با سلام خدمت دوستان عزیز :

به دلیل اینکه امروز( دوم اسفند )روز تولدمه...تصمیم گرفتم تو این پست یکسری مطلب با موضوعات مختلف بنویسم....

جا داره در اینجا ابتدا به دوستانی که متولد اسفند ماه هستند تولدشون رو پیشاپیش تبریک بگم.....

جوک:

((مادر: دخترم آبپاش رو كجا مى برى؟دختر: مامان میبرم به گلها آب بدم.مادر: دخترجون، مگه نميبينى كه داره بارون مياد؟دختر: چرا می بینم، منم چترمو برداشته ام!!!!))

((یه روز یه دختر دعا می کنه: خدایا من چیزی از تو برای خودم نمی خوام، فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن!!))

((اسگل خان میخواسته آتش نشان بشه بهش میگن:خب حالا اگه جنگل آتیش گرفت وآب نداشتیم چه کار کنیم؟؟؟؟میگه:تیمم میکنیم.))

 

((زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اعظم خانوم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یه سری به غذا بزن!!))

 ((به نیوتون میگن : چرا از افتادن سیب وخوردن سیب به سرت تعجب کردی؟؟؟؟میگه: چون من زیر درخت گلابی بودم!!!))

 ((اسگل خان میره رستوران؛ به گارسون آروم میگه:عرق داری؟؟؟گارسونه میگه: بله

اسگل خان میگه: پس کاپشن تنت کن سرما نخوری!!!!))

((مادر: پسرم این گلها را از کجا آوردی؟پسر: از خونه همسایه.مادر: اون میدونه که تو گلهاشونو چیدی؟پسر: پس چی که میدونه، تا همین دم در داشت دنبالم میدوید!!!))

((اسگل خان میره موزه معروف فرانسه؛تو موزه خسته میشه؛یه صندلی خالی میبینه میره میشینه؛مامور موزه با سرعت میاد پیش اسگل خان؛بهش میگه:آقا پاشو؛این صندلی ناپلئونه!!!اسگل خان میگه:خب بابا!چرا شلوغش میکنی؟هروقت اومد بلند میشم!!)

((اسگل خان با نردبان میره سینما!!بهش میگن:احمق اینو واسه چی با خودت آوردی؟میگه:آخه شنیدم فیلمش بلنده!!!))

((دکتر تیمارستان: خوب حالا بگو ببینم تو کی هستی؟دیوانه اولی: من پسر ناپلئون هستم.دیوانه دومی: دروغ میگه آقای دکتر، اون پسر من نیست))

((اسگل خان رو به جرم دزدی می برن دادگاه؛قاضی بهش میگه:خجالت بکش این دفعه چهارمه که میای دادگاه!!اسگل خان میگه: تو خجالت بکش که هر روز اینجایی؟؟؟؟))

((مرد: باز هم پارچه خریدی؟؟؟زن:میخواستم برات دستمال بدوزم.!!مرد:این که چهار متر پارچه است؟؟؟زن:با بقیه اش هم برای خودم یه پیراهن میدوزم!!!))

جورواجور:

مار ناشنواست و محیط اطراف خود را با ارتعاشاتی که از زمین در یافت میکنداحساس میکند!!!

فقط قورباغه های نر قور قور میکنند!!

 

فقط پشه ماده نیش می زند واز پروتئین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده میکند!

قدرت بینایی جغد 82 برابر انسان است!!!

فیل از گوشهایش به عنوان تهویه هوا استفاده میکند؛فیل دمای بدنش را توسط گوشهایش متعادل نگه می دارد؛چون سطح بزرگی دارد که حیوان میتواند از طریق آن گرمای بدنش را کاهش دهد!!

تشخیص تخم مرغ سالم از خراب با قرار دادن تخم مرغ در یک کاسه پر از آب میسر میشود..بدین ترتیب اگر تخم مرغ ته نشین شود سالم است و اگر روی آب شناور شود خراب است.

شعر:

((نشنو از نی؛ نی حصيری بيش نيست بشنو از دل دل حريم كبرياست نی چو سوزد خاک و خاكستر شود دل چو سوزد خانه ی داور شود.))

 

((شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی را دوست داری؟ به چشمش اشک شد از شرم جاری میان گریه هایش گفت:آری..))

 

و در انتها هم یک آف زیبا که سحر خانم برام فرستاده:

عاشق آن نيست كه برای عشقش در سرما آتش روشن كند عاشق آن است كه كتش را بدهد به عشقش ، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا ديگه از اين غلط ها نكنه !!

 

با آرزوی موفقیت برای همه ی شما

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 8:41  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

سوال زیر مسئله ایست که یکی از فقهای زمان بهلول از بهلول پرسید....

ابتدا سوال روبخونید...اطلاعات مذهبی خود را بسنجید...بعد پاسخ خود را با پاسخی که در ادامه متن خواهد آمد مقایسه کنید:

در خانه ای زنی با شوهر شرعی خود نشسته و در همین خانه یک نفر در حال نماز خواندن است و نفر دیگر هم روزه دارد...در این حال مردی از خارج وارد خانه میشود به محض وارد شدن؛ آن زن وشوهری که در خانه بودند به یکدیگر حرام میشوند وآن مردی که نماز میخواند نمازش باطل و مرد دیگر روز ه اش باطل میشود....آیا میتوانید بگویید این مرد که بود...

جواب شما چیه؟؟؟؟؟

روی ادامه مطلب برای مطالعه جواب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:3  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

در تاريخ آورده اند كه: وقتى حاج ميرزا آقاسى وزير محمدشاه قاجار به حفر قناتى امر کرده بود، روزى كه به بازديد چاهها رفت، چاه کن اظهار داشت: كه كندن قنات در اينجا بی حاصل است، چه اينكه اين زمين آب ندارد. حاجى ميرزا آقاسى در جوابش گفت:

«آب براى من ندارد، نان كه براى تو دارد!!!»

 

در تاريخ آورده اند كه خليفه اى در زمان خلافت خود شبها در ميان ولايت می گرديد و به احوال مردم مطلع مى شد، شبى از يكى از خانه ها آوازى شنيد، چون از ديوار خانه بالا رفت، ديد زن و مردى نشسته اند و قدرى شراب در نزد ايشان است، خليفه مرد را مخاطب نموده، گفت: يا عدواللَّه،(ای دشمن خدا) خيال مى كنى كه خداى تعالى اعمال شنيع و معاصى تو را مى پوشاند؟ مرد گفت: اى خليفه تأمّل نما و انصاف بده، اگر مرا در يک كار معصيت سرزده باشد، تو از سه جهت مرتكب گناه شده اى! به جهت آنكه خداى تعالى فرموده است: ولا تجسسوا: يعنى در احوال مردم كاوش مكنيد و تو تجسّس نمودى. و ديگر فرموده است: «وأتوالبيوت من ابوابها»: يعنى از درب خانه ها وارد شويد و حال آنكه تو از غير درگاه ما داخل شدى و فرموده است: «اذا دخلتم بيوتاً فسلّموا» يعنى هرگاه داخل خانه ها شديد پس سلام كنيد و تو سلام نكردى؛!!

گفت: آيا اگر تو را ببخشم چه امر خيرى از تو سر خواهد زد؟ آن مرد گفت: اگر مرا عفو نمودى ديگر مرتكب معصيت نخواهم شد.

كودكى پدر را مى گفت: پدر جانم، شما چقدر خوشبخت هستيد!!!

پدر گفت: چطور فرزندم؟!!!!

چون امسال را ديگر لازم نيست برايم كتاب مدرسه بخريد و همان كتابهاى پارسال را میخوانم!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 17:51  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد؟؟

1 ابتدا كف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و دو انگشت ميانی
دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.


۲.چهار انگشت باقی مانده را از نوك آنها به هم متصل كنيد.

۳.به اين ترتيب تمامی پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند

۴سعی كنيد انگشتان شست را از هم جدا كنيد

انگشت شست نمايانگر والدين است.
انگشت هاي شست مي توانند از هم جدا شوند
زيرا تمام انسان ها روزی می ميرند
به اين صورت والدين ما روزی ما را ترک خواهند كرد


۵. مجددا انگشت های شست را به هم متصل كنيد .

سپس سعي كنيد انگشت های دوم را از هم جدا نمائيد
انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمايانگر خواهران و برادران هستند
آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند
اين هم دليلی است كه انها ما را ترک كنند


۶.اكنون انگشت های اشاره را روی هم بگذاريد و انگشت های كوچک را ازهم جدا كنيد. انگشت كوچک نماد فرزندان شما است
دير يا زود آنها ما را ترک می كنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند


۷.انگشت های كوچک را هم به روی هم بگذاريد. سعی كنيد انگشت های چهارم همان ها كه در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز كنيد)
احتمالا متعجب خواهيد شد كه مي بينيد به هيچ عنوان نمی توانيد آنها را از هم باز كنيد
به اين دليل كه آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند كه برای تمام عمر با هم
مي مانند. عشق های واقعی هميشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند

(اين مطلب برگرفته از اساطير چينی است)

با تشــــــــــــــــــــکــــــــــــــر فراوان از دوست خوبم امـــــــــــیـر حســــــــــیـــــــــــن

(جوک جدید-جوک کوتاه-طنز-عکس زیبا-عکسهای طبیعت-دانلود کتابهای کمیاب-

برنامه های موبایل-دانلود انواع نرم افزار-آهنگهای کم حجم-آهنگهای جدید-چیستان-

اخبار داغ-برنامه های نوکیا-برنامه های سونی اریکسون-عسکهای خنده دار-دانلودستان موزیک-دانلودستان موسیقی-کلیپ-سوتیهای جالب-آهنگ موبایل-زنگ موبایل-راهنمای زندگی-ازدواج-کتابهای روانشناسی-کتابهای کامپیوتر-کتابهای هری پاتر-عکسهای یانگوم-عکسهای حیفا-عکسهای نانسی-عکسهای بازیگران ایرانی وخارجی-عکسهای جالب-دانلود کتاب روانشناسی..فال عدد-فال ازدواج-فال قهوه-فال تولد-موزیک ویدئو-سریالهای تلویزیونی-آخرین خبرها)

تعجب نکنید..شاید بعضی از مطالبی که داخل پرانتز نوشتم تو وبم موجود باشه..اینها رو امیر حسین گفته بنوسیم تا شاید بازدید وبم بالا بره...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 10:20  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

دزدى به خانه روضه خوانى وارد شد، اثاثيه او را جمع كرد وقتى كه خواست آنرا از زمين بر دارد، گفت : يا على ! روضه خوان از صداى او بلند شد، دست دزد را گرفت و به او گفت : من اين اموال را يك عمر با؛ يا حسين یا حسین جمع كرده ام ، تو مى خواهى همه را با يك يا على گفتن ببرى !!!!

 

گويند صيادى مرغى را هدف قرار داد و تيرش به خطا رفت و مرغ پرواز كرد، شخصى كه ناظر جريان بود شروع كرد به احسنت احسنت گفتن ، صياد عصبانى شده و به وى گفت : مرا مسخره مى كنى ؟! فرد ناظر گفت : خير، احسنت احسنت گفتن من به آن مرغ است كه چه زيبا از دام گريخت!!!

 

گدائى به دهى رسيد و جمعى از كدخدايان را ديد كه آنجا نشسته اند، گفت : مرا چيزى بدهيد و گرنه به خدا قسم با اين ده همان كنم كه با آن ده كردم ايشان ترسيدند گفتند: مبادا كه او ساحر و جادوگر باشد كه از او خرابى به ده ما رسد آنچه خواست به او دادند، بعد از او پرسيدند كه با آن ده چه كردى ؟ گفت : آنجا در خواست كمك كردم به من چيزى ندادند لذا به اينجا آمدم اگر شما هم چيزى نمى داديد اينجا را رها مى كردم و به ده ديگرى مى رفتم!!!!

 

حکیمی را گفتند: شود كه مردى نودوپنج ساله صاحب فرزندى شود؟ گفت : آرى . اگر در همسايگى اش مرد بيست و پنج ساله اى باشد!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 21:46  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

روزى کودکی پشت در خونه ای ايستاده و ناراحت بود.اسگل خان بهش میگه:بچه چرا اينجا ایستادی و ناراحتى ؟؟؟بچه میگه: مى خوام زنگ در خونه رو بزنم و قدم كوتاه است و نمى تونم ، اسگل خان میگه: اين كه ناراحتى نداره، من برات زنگ ميزنم.بچه میگه: نه تو منو بغل كن تا من خودم زنگ بزنم ، اسگل خان بغلش میکنه وبچه زنگ در خونه رو میزنه..بعد بچه میگه:عموحالا بيا تا با هم فرار كنيم !!

خوش به حال پا برهنه ها ..میدونی چرا؟ چون ریگی به کفششون نیست!!

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا میزنه فکر نکن زدنش...داره به قیافه ی تو میخنده!!

به اسگل خان میگن :سخت ترین کار چیه؟میگه نمک تو نمکدون ریختن..!میگن:چرا؟؟؟میگه چون سوراخهاش خیلی ریزه!!!

اسگل خان زنشو براي زايمان برده بوده بيمارستان.بعد ار يه مدت يه پرستاره آروم مياد ميگه:يه خبر بدی براتون دارم.متاسفانه بچه عقب افتادست! اسگل خان ميگه: خانم پرستار! شيشتاشون از جلو افتادن هيچ گهی نشدن. بزار اين هفتمی از عقب بیوفته شايد يه گهی شد!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:20  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

نادانى فقيهى را گفت : چون به رودخانه اى در آيم تا غسل كنم ، شايسته است كه به كدام سوى آب بايستم ؟ و فقيه ظريف گفت : بر آن سوى كه جامه هاى توست ، تا آن ها را دزد نبرد!!!

شخصی ، مادر خويش با مردى ديد. مادر را كشت . او را گفتند: چرا مادر را كشتى و مرد را زنده گذاشتی؟ گفت : در آن صورت بايد هر روز مردى را بکشم!

يكى از دانشمندان ، در آموختن دانش خويش به ديگران ، دريغ مى ورزيد. او را گفتند: خواهى مرد و دانش خويش را به گور خواهى برد. گفت : اين را دوست تر از آن دارم كه آن را به نااهل بسپارم!

اميرى معلم فرزند خويش را گفت : پيش از نوشتن ، او را شناگرى بياموز! زیرا او كسى را يابد كه به جايش بنويسد و كسى را نيابد تا به جايش شنا كند!!!.

قاضى معروفی را گفتند: ترا عيبى نيست . مگر آن كه در داورى شتابناكى . بى آن كه در آن ژرف بنگرى قاضی دستش را بلند کرد و گفت : چند انگشت دارد؟ گفتند: پنج . گفت : شتاب كرديد و نگفتيد: يك ، دو، سه ، چهار، پنج . گفتند: چون میدانیم ، نشمرديم . گفت : من نيز حكمى را كه به روشنى دانم ، به تاخير نيفكنم

پارسايى نزد فروشنده اى رفت ، تا از او پيراهنى بخرد. يكى از حاضران ، فروشنده را گفت : اين فلان پارساست ! بهايش را از او كمتر بستان ؟ زاهد گفت : ما آمده ايم ، تا با پولمان پيراهن بخريم ، نه به زهدمان و از آنجا رفت

 

شخصی با معاويه هم سفره بود. و بزغاله بريانى را كه بر سفره بود، مى دريد و به اشتهاى تمام مى خورد. معاويه او را گفت : چنان او را مى درى كه گويى مادرش شاخت زده است . و او گفت : تو چنان بر او مهر مى ورزى ، كه گويى مادرش ترا شير داده است!!!

كسى به عیادت بیماری رفت و زیاد نشست.ازبيمارپرسید: از چه مى نالى ؟ گفت : از بسيار نشستن تو.

زاهدى پير زن آسيابان را گفت : گندم مرا آرد كن ! و گرنه دعایی میخوانم كه خرت سنگ شود. زن گفت : خر رها كن ! و دعا كن تا گندمت ، آرد شود

جوانی به حمام رفت و مردى را بى پوشش ديد و چشم خويش به هم نهاد. مرد او را به شوخى گفت : از كى چشم هايت نابينا شده اند. گفت : از آنگاه كه تو شرم رها كرده اى!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:49  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

گفته اند:اگر تمام شب برای از دست دادن خورشيد گريه کنی لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد.

اما من برای از دست دادن تو تا صبح گریه کردم؛ چون همه وجودم بودی؛حالا من مانده ام و تنهایی...من مانده ام با سیل اشک..من مانده ام با کوله باری از غم..

خدا نگهـــــــــــــــــــــــدار عزیـــــــــــزم........................خدا نگهــــــــــــــــدار....

خدا نگهدارعزیزم اما نمیشه باورم/ توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم

آخه چطوردلم بیاد چشماتو گریون ببینم / میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت میشینم

میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم / شاید تو اوج بی کسی با عکست آروم بگیرم

میرم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوستت داره / یکی که از دوری تو سر به بیابوون میذاره

خدا نگهدار عزیزم دارم میرم از این دیار / اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار

اینجا غریب بودم ولی هیشکی نپرسید از کجاست / مسافرم اگه برم گریه نکن خدا نخواست

دوستم نداشتی اما من عادت کردم به بودنت / ولی تو دنیا مردما تو رو از من روبودنت

میرم ولی بدون فقط تویی دلیل بودنم / مهمون نوازی کردنو منو از اینجا روندنم

میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم / شاید تو اوج بی کسی با عکست آروم بگیرم

میرم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوستت داره / یکی که از دوری تو سر به بیایون میذاره

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 12:4  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

بد بخت شدم .صبح كيفم رو زدند، ، توش همه زندگيم بود. شناسنامه، پاسپورت، كارت ملی،پنج ميليون پول،2 میلیون تراول؛ چهارده تا سكه تمام بهار آزادی، يه شاخه نبات، يك دست آينه و شمعدان، ... وكيلم؟؟؟؟

این هم چند جمله(نظم ونثر) که خوندنش ضرر نداره!

1.زندگی مثل دیکتس .... هی می نویسیم ... هی غلط می نویسیم....هی پاک می کنیم ... هی دوباره می نویسیم ...هی دوباره....غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه برگه ها بالا !!

2.اگه کسی رو دوست داری،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالای سرش باشی!!!

3 .استكان از دستم افتاد شكست پدرم ناراحت شد - مادرم حرص خورد - برادرم گفت قشنگ بود - خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟؟؟؟؟ اما وقتی قلبم شكست هيچ كس چيزی نگفت. بميرم ای دل كه بی صدا شكستی!

4.افتخار در خشک کردن قطره اشک است نه در جاری ساختن سيل خون .( بايرون)

5.نیازارم زخود هرگز دلی را ...که میترسم درآن جای تو باشد..

6.تقصير دلم چيست اگر روی تو زيباست              حاجت به بيان نيست كه از روی تو پيداست

من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم            افسوس كه يك لحظه تماشای تو روياست

 

7.آنکه چشمان تو را اين همه زيبا می کرد                کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

يا نمی داد به تو اين همه زيبایی را                        يا مرا در غم عشق تو شکيبا می کرد

 

8.گوش کن با لب خاموش سخن میگویم           پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست

 

9.دراین دنیا که حتی ابرهم نمیگریدبه حال ما..         ..همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

10.ای كاش كه معشوق طلب جان از عاشق می كرد.... تا كه هر بی سرو پايی نشود يار کسی

11.پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیال      یک شب تو را از مرمر شعر آفریده ام

تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم             ناز هزار چشــــــم سیـه خریده ام

12.می نويسم دی دار
تو اگر بی من و دلتنگ منی...
يك به يك فاصله ها را بردار

 

13.زرد است كه لبريز حقايق شده است .... تلخ است كه با درد موافق شده است...شاعر نشدی وگرنه ميفهميدی....پاييز بهاريست كه عاشق شده است!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:0  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

سلام!!

.

.

.

ول کن دیگه بابا

یه سلام کردیما

راه افتادی دنبالم!!!

 

تو گلی...عین گلهای قشنگ قالی...تو به ظرافت تار وپود فرشهای زیبای ایرانی...اصلا"تو خود فرش پاتریسی!همونی که یه تختش کمه!!!

 

طرف به بچه اش میگه :غضنفربرو کلاه من رو بیار
بچه می گه : بابا کلاهتون روی سرتونه
طرف می گه: اِ پس نمی خواد بری بیاری.خودم میارم!!!


مسافران:آقای راننده! يكي از مسافرین از شيشه افتاد بيرون
راننده اصفهانی: اشکالی نداره ! كرايه شو حساب كرده بود!

مارمولکه ميره مشهد میشه مش مول، می برنش سربازی!!!

...الهی من خورشید بشم وتو ماه....که تا قیامت قیافتو نبینم!!

 

عابر از يك تروريست پرسيد: آقا ساعت چنده؟ تروريست گفت: نمي‌دونم ولي اين ساختمون روبه‌رويی هر وقت بره روي هوا، ساعت هشت شبه!؟

 

دانش آموز سركلاس داشته سروصدا می كرده معلم بهش میگه چراخفه نمیشی دانش آموز میگه: آقا اجازه چون شنا بلدیم!!!

 

مرد: بازهم كه پارچه خريدی؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه اش هم براي خودم يه پيراهن ميدوزم!!

 

اسگل خان یه نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه : نه آقا من اصلان دبي نرفتم! اسگل خان ميگه : چه جالب اتفاقا منهم تا حالا دبي نرفتم ، حتما 2 نفر ديگه بودن!!

طرف تو دادگاه به تیرباران محکوم میشه!مامور اجرای حکم بهش میگه:اگه درخواستی داری میتونی بگی؟میگه:اگه یه دست لباس ضد گلوله بهم بدین ممنون میشم!

 

سلمونی از مشتری كه می خواست ريشش رو اصلاح كنه؛ پرسيد:

آيا من تا حالا ريش شما را اصلاح كرده ام؟

مشتری :نه اکبر آقا!خودتون رو ناراحت نکنید این زخمها مربوط به زمان جنگه!!!

 

به طرف میگن: میدونی میس کال چیه؟ میگه: یه جور واحد وزنه. مثلا میگن: یه میس کال زعفرون!!

 

يه روزاسگل خان ميره ساندويچي ميگه : دو تا ساندويچ بده. طرف ميگه : ميبری يا ميخوری؟ اسگل خان ميگه يه ببری بده با يه ميخوری!!!!

 

برای مرغه چندتا مهمون میاد. مي بينن يه عکس تخم مرغ رو ديواره. مي گن: اين عکس چيه؟
مرغه می گه: عکس بچگیهامه!!!!

تف به مرامت عوضی............ برنامه امشب سینماهای تهران

 

می خوام روی بلندترين قله وايسم فرياد بزنم بگم دوستت دارم .......ولي حسش نيست تا بالا برم!

خانمه لکنت زبان داشته میره میوه فروشی و میگه:بی زحمت یک کیلو لا لنگی بدید...فروشنده میگه:آهای حسنی یک کیلو خیار بده این خانم!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:55  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

سلام.با یه تست روانشناسی جالب موافقید؟وقت زیادی از شما نمیگیره..این تست به طرز شگفت آوری دقیق خواهد بود اگر به تذکرات توجه کنید.این تست فقط برای یکبار در مورد هر نفر صادق خواهد بود پس باز هم تاکید میکنم به تذکرات ساده اما مهم زیرتوجه کنید(فقط به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ای کاش تقلب نمیکردید.

تذکرات:
1.حتما"یک قلم وکاغذ داشته باشید تا جوابها رو برای خودتون ثبت کنید.

2.سوالات رو یک جا نخونید بلکه مرحله به مرحله بخونید وبلافاصله جوابهارو برای خودتون یادداشت کنید

3.تقلب نکنید..این تست باید بدون تامل وسریع جواب داده شود

زماني كه ميخواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصي هستند كه شما آنها را مي شناسيد

همچنين بياد داشته باشيد كه بهنگام نوشتن اسامي و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بيخودي و بيش از حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد.

سوالات

1.یک عدد دلخواه را بدون تامل بر روی کاغذ یادداشت کنید

2.یک عدد دلخواه دیگه رو بدون تامل بر روی کاغذ یادداشت کنید

3.نام شخصی از جنس مخالف را بر روی کاغذ یادداشت کنید

4.نام یک شخص(چه دوست یااعضای خانواده یافامیل)رو بر روی کاغذ یادداشت کنید

5.نام یک شخص(چه دوست یااعضای خانواده یافامیل)رو بر روی کاغذ یادداشت کنید.

6.نام یک شخص(چه دوست یااعضای خانواده یافامیل)رو بر روی کاغذ یادداشت کنید

7.نام شخصی دیگر از جنس مخالف را بر روی کاغذ یادداشت کنید

8.نام یک ترانه یا آهنگ که بدون تامل به ذهنتان میرسد را یادداشت کنید

9.نام یک ترانه ویا آهنگ دیگه که بدون تامل به ذهنتان میرسد را یادداشت کنید

10نام یک ترانه ویا آهنگ که بدون تامل به ذهنتان میرسد را یادداشت کنید

11نام یک ترانه ویا آهنگ که بدون تامل به ذهنتان میرسد را یادداشت کنید

حالا که به هر11 سوال جواب داده اید برای دیدن نتیجه تست روی ادامه مطلب کلیک کنید.نظر یادتون نره..مرسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 9:40  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

TinyPic image

 بررسی برخی از جنبه های آماری کره زمین در ابعاد کوچک:

فرض کنید اگر میشد جمعیت انسانهای روی کره زمین را به یک دهکده کوچک 100نفره تقلیل داد؛با یکسان نگه داشتن همه نسبت ها ودر صدها حاصل چیزی شبیه زیر بود:

57 آسیایی؛21 اروپایی؛14آمریکایی(شمالی وجنوبی)و8 آفریقایی در این دهکده زندگی میکردند.از این عده 52 تن زن و48 تن مرد بودند.70 نفرآنان غیر سفید پوست و30 نفر سفید پوست؛70 تن غیر مسیحی و30 تن مسیحی بودند.6 نفر از این عده 59 درصد از کل ثروت جهان را در اختیار می داشتند وهر 6 نفر آمریکایی بودند؛70 تن قدرت خواندن نداشتند؛50 نفر از سوء تغذیه رنج میبردند.یک نفر؛تنها یک نفر تحصیلات دانشگاهی می داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 20:42  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

۱.اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط چه کسی به وجود آمد؟؟؟توسط سام ایرانی با 115 سرباز

2.اولین کسی که به زبان عربی شعر سرود چه کسی بود؟حضرت آدم (ع)بود

3.اولین کسی که شعر فارسی سرود چه کسی بود؟بهرام گور بود

4.اولین پیامبری که خیاطی کرد چه کسی بود؟حضرت ادریس (ع) بود

5.اولین پیامبری که علم حساب را وضع کرد چه کسی بود؟حضرت ادریس (ع) بود.

6.اولین سجده شکر در اسلام توسط چه کسی به جا آورده شد؟توسط حضرت علی(ع)

7.اولین طفلی که شش ماهه بدنیا آمد چه کسی بود؟حضرت یحیی(ع)

8.اولین کسی که زره ساخت چه کسی بود؟حضرت داوود (ع)

9.اولین کسی که از پنبه در پزشکی استفاده کرد چه کسی بود؟زکریای رازی

10.اولین کسی که بسم الله الرحمن الرحیم را نوشت چه کسی بود؟حضرت سلیمان (ع)

11.اولین ایرانی که مسلمان شد چه کسی بود؟سلمان فارسی

12.اولین چاه نفت ایران در کجا زده شد؟مسجد سلیمان

 

برای مطالعه مابقی موضوع روی ادامه مطلب کلیک کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:51  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

آنکه چشمان تو را اين همه زيبا می کرد     کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

يا نمی داد به تو اين همه زيبای را             يا مرا در غم عشق تو شکيبا می کرد.

1.رئیس تیمارستان به یکی از مراقبها میگه:من اینجا از همه راضیم.فقط یه دیوونه هست که اصرار میکنه من برج ایفل رو ازش بخرم...مراقب میگه:خب چرا نمی خرید؟؟؟رئیس تیمارستان میگه:آخه پول ندارم اگه پول کافی داشتم حتما"ازش میخریدم!!

2.یه روز یه دیوونه می ره پیش دکتر تیمارستان؛ میگه آقای دکتر من یه کتاب 500 صفحه ای به نام صدای پای اسب نوشتم. دکتره کتاب رو می گیره و به دیوونه میگه اگه کتاب خوبی باشه قول می دم که مرخصت کنم بری خونه. دکتره شب کتاب رو بازمی کنه بخونه می بینه 500 صفحه نوشته...پیتیکو پیتیکو پیتیکو پیتیکو...!!!

3.پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع حرف زدن تلفن رو قطع کرد.پدر پرسید:کی بود؟دختر جواب داد:شماره رو عوضی گرفته بود.!!!

۴.مردی که تنها پنج روز از ازدواجش میگذشت.صاحب فرزند شد. روز بعد شال وکلاه کرد وقصد بیرون رفتن از خانه را داشت.خانمش گفت صبح به این زودی کجا میخوای بری؟مرد جواب داد:میخوام برم برای بچه لوازم التحریر وروپوش مدرسه بخرم.خانمش میگه:چرا مزخرف میگی؟بچه تازه یه روزه بدنیا اومده.مرد گفت:بچه ای که 5 روزه بدنیا بیاد چهار-پنج روز دیگه میره مدرسه.(اگه متوجه موضوع نشدید دوباره از اول بخونید) ..

5.اسگل خان در حال مرگ بوده؛پسراشو جمع میکنه دورش که نصیحتشون کنه!به خدمتکارش میگه نفری یه چوب بده دست پسرا!به پسرا میگه بشکونیدش!همه چوب رو میشکونن!به خدمتکارش میگه:حالا نفری 2تا چوب بده!پسراش 2تا رو هم میشکونن!همین طور پیش میرن تا میرسن به یه جایی که هرکدوم یه دسته چوب رو میشکونن!اسگل خان عصبانی میشه!داد میزنه حیف که خرید وگرنه نصیحتتون میکردم!بریدگم شید!

 اینهم یک حکایت:

حاکمی از اطاله کلام متنفر بود و به هر کس که برای دادخواهی به او مراجعه می کرد، می گفت :«مختصر بگو؛ مختصر بگوالاغ رعیتی به سرقت رفت ؛او نزد حاکم آمد تا شکایت کند. به او دستور دادند که باید در حضور حاکم خیلی مختصر صحبت کند. او آمد و تعظیمی کرد و گفت: قربان! الاغ ما رفت، سایه ی مبارک از سر ما کم نشود!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 19:56  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

سلام.خوبید؟حقیقتش چون مطلبی برای آپ کردن نداشتم...از برادرم آرش کمک گرفتم ...با اینکه 2سال از من کوچیکتره ولی مشاور خوبیه !!!؟ابتدا قرار شد تا در مورد خواص گیاهان مطلب بنویسم ولی حجم مطلب زیاد میشد لذا نهایتا"تصمیم گرفتم در مورد خواص پیاز بنویسم.بگذریم از هرچه بگذریم سخن پوست(ببخشید دوست)خوشتر است..امیدوارم لا اقل پیاز از این گرونتر نشه (چون ما دست روی هر چی میذاریم گرون میشه.....)

شروع کردم به سرچ مطلب در مورد پیاز...سه چهار صفحه شد واز اونجایی که من در پیوند دادن مطلب مهارت زیادی دارم(از خود راضی)جمع وجورش کردم توی چند سطر. در اینجا جا داره از آقا وخانم سیر که فرصت نشد در مورد خواصشون مطلب بنویسم عذر خواهی کنم:

                            << پــــــــــــــیــــــــاز>>

گوگرد موجود در پیاز برای ضد عفونی کردن خون؛ششها؛برطرف کردن آسم؛ورم گلو؛برونشیت وگریپ(به خاطر داشتن ماده آلیسین)تاثیر خوبی دارد.

پیاز به دلیل داشتن ید در درمان گواتر تاثیر بسزایی دارد.همچنین در درمان بیماریهای اسکوربوت؛آبسه؛تورم غدد؛وجوشهای زیر پوستی تاثیر فراوانی دارد.

سیلیس موجود در پیاز در نگهداری استخوانها و رگها تاثیر دارد.

پیاز حاوی مقداری هورمون ودیاستاز است که موجب تقویت غدد اشکی؛گوارشی وجنسی میشود....

همچنین پیاز حاوی مقدار زیادی آنتی بیوتیک میباشد که باعث میشود خون ومجاری تنفسی ضد عفونی شود..

اثرات پیاز در جلوگیری از بیماریهای قندی؛مثانه؛کلیوی؛ورم ساق پا؛پروستات ورماتیسم مفصلی؛ثابت شده است.

اثرات درمانی پیاز به شرح زیر میباشد:

تاثیر بر روی سیستم اعصاب مرکزی :آرامبخش میباشد...

سیستم مجاری تنفسی:ضد سرفه ومسکن وکم کردن آثار سرماخوردگی..

پوست ومو:جلوگیری از ریزش مو؛ترمیم سوختگی؛مسکن درد والتیام بخش زخمها؛ضد قارچ؛درمان آبسه وتاول...

مجاری ادراری:ادرار آور؛دفع سنگهای مجاری ادراری؛کاهش اوره خون؛درمان عفونت مثانه؛درمان التهاب مجاری ادراری؛رفع احتباس ادرار.

سیستم گوارش:اشتها آور؛رفع مسمومیت؛رفع اختلالات روده؛قند خون را پایین می آورد؛رفع سنگهای مجاری صفراوی؛...

سیستم گردش خون:پیشگیری ودرمان تصلب شرائین؛کاهش چربی خون؛کاهنده فشار خون...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 17:48  توسط آبی ترین پسر دنیا  | 

سلام...شاید براتون جالب باشه..طالع بینی وشناخت شخصیت از روی حرف اول اسمتون...

توجه توجه: در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل آنها را قرار دهید..ک به جای گ/ب به جای پ/ش به جای چ/ج به جای ژ

منبعش رو نمیدونم چون این مطلب رو چند وقت پیش سیو کرده بودم..


الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و خونگرم